واکسن 18 ماهگی (شب دوم)
سلام
خدا رو شکر دختری امروز بهتر بود ولی دیشب تا صبح تو تب سوخت وامروز هم از صبح راه نرفت تا عصر وبلاخره عصر تونست کمی با آه وناله ودرد راه بره دلم کباب میشه برای نازگلم الهی مامان برای اون دردهات بمیره برای اون صورت بی حالت بمیرم وای خدا الان میفهمم که سلامتی بچه یعنی چی خدایا همه بچه ها رو در پناه خودت حفظ کن الهی آمین
وخلاصه یک ساعت پیش مبینا خانم دوباره تبش شدید شد والان هم با کلی دوا تبش کنترل شده وخوابیده دلم براش میسوزه انشالله که فردا بهتر بشه واین کابوس واکسن از زندگیمون بره بیرون بچه ام میترسه کسی بهش دست بزنه تا میخواهیم بهش دست بزنیم زودی پاش رو نشون میده ومیگه اوف اوف الهی قربونت برم خوشگل مامان
من برم بخوابم تا بیهوش نشدم دیشب هم اصلا نخوابیدم به امید سلامتی همه کوچولوهای دنیا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واکسن 18 ماهگی (شب دوم)
